تبليغاتX
درخت زیبای من
درخت زیبای من
سعید اسدی عزیز(اولین استادم)بهمون یاد داد که هیچوقت نوشته هاتون رو دور نریزید.چون بعد از چند وقت که دوباره بخونید تغییرات خودتون رو می بینید.تغییراتی که حتما براتون جالبه.حتما بهتون چیز هایی یاد میده.تغییراتی که باعث تعجبتون میشه.(حتما همینطوره)

ولی با اجازه ی استاد عزیزم می خوام این نصیحت به یاد ماندنی رو اصلاح کنم.تغییراتی که بعد از مدت کوتاهی می خونید و حالتون از اونی که هست بدتر میشه و دوست دارید دندونای خودتون رو خورد کنید.تغییراتی که باعث حالت تهوع شما میشه.تغییراتی که می خواین همه چیز رو تغییر بدی یا شاید هم بخواین دیگه هیچ چیزی تغییر نکنه.اینجور موقع ها حق دارید که نوشته ی خودتون رو پاره کنید٬چون اعصاب و روان و روحیه ی داغونتون بدتر از اونی میشه که الان هست.حداقل برای من احمق.

قطعآ من( از خورشید را بیدار کنیم نوشته ی واسکونسلوس)چیزهایی یاد گرفته ام که حاضر نیستم با خیلی چیزهای دیگه عوض کنم.قطعآاین کتاب جزء بهترین رمان هایی ست که تا حالا خوندم.شخصیت زه زه رو دوست دارم و هنوز که هنوزه برام عزیز و محبوب ترین شخصیت داستان هایی که تا حالا خوندم.

اما برای چی این حرف ها رو می زنم؟سری زدم به پست های قبلیم.یک مطلب کثافت به نام قورباغه ی قوروووی من داشتم که دیگه ندارم.این نوشته به طرز احمقانه ای احساساتی و لوس و خنک بود که نمی دونم این همه خوش بینی و ساده لوحی رو از کجا آورده بودم.از همه ی شما بازدید کنندگان مرئی و نامرئی بابت این نوشته ای که تا الان باعث شرمم بود و قطعا هر وقت هم که یادش بیفتم عرق شرم روی پیشونیم می شینه٬ معذرت می خوام و طلب آمرزش می خوام.همین الان کلکش رو می کنم.

                                                                                         خداحافظ

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 22:34  توسط فراز  |