تبليغاتX
درخت زیبای من
درخت زیبای من

آهای آدمای ادا اصولی بی خاصیت حرفم با شماست.شما که از هنر و فلسفه و زندگی فقط ادا در آوردنش رو یاد گرفتید٬شما که خیلی براتون مهمه ببینین مردم در مورد حرفاتون چی فکر می کنند٬به خاطر همین حرف زدنتون پر از ریا و تزویره٬برای همین هیچوقت خودتون نیستید٬به خاطر همین تو کافه گودو می نشینید و بی خودی حرفای صد من یه غاز می زنید و ادای روشنفکرای دهه ی ۴۰ رو در میارید.شما ها این کاره نیستید٬یعنی هیچ کدوممون این کاره نیستسم.دهه ی ۴۰ تکرار نمیشه٬پس به خودت زحمت نده.با نشستن تو کافه گودو و سیگار کشیدن با ادای بسیار و فوت کردن دودش به سمت بالا جوری که ابروهات بالا میره و وحرفای صد من یه غازت رو با جدیت بسیار می زنی یا خیره میشی به اون دختر یا پسر روبروت چی رو می خوای ثابت کنی؟که هنرمندی؟که روشنفکری؟که یه فیلسوفه احمقی؟یا خیلی باحالی؟اگه نظر من رو بخوای(البته اگه نخوای هم میگم)برو بشین خونت شروع کن به خوندن.اینجوری ممکنه که یه چیزی بهت اضافه بشه٬اون موقع وقتی یکی روبروت میشینه و به حرفای مفت گرونت گوش میده٬ تو دلش بهت فحش نمیده چون احساس نمیکنه که داری وقت خودت و اون رو تلف می کنی.یه کم فکر کن ببین برای چی داری زندگی می کنی؟برای خودت یا برای مردمی که از خودت هم احمق تر هستند؟ تو تاتر شهر قدم می زنی تا یه بدبختی رو گیر بیاری تا بتونی از آخرین تاتری که دیدی حرف بزنی٬تا بخوای ثابت کنی که (من تاتر می بینم و چقدر هم با دقت می بینم).توی جشنواره ی فیلم دنبال یه گوش بینوا می گردی تا بتونی از سینما و فیلم هایی که دیدی حرف بزنی تا بتونی به زور به اون آدم بدبخت بگی که من فیلم می بینم و چقدر هم با دقت می بینم.از موسیقی که حرف پیش میاد یا بهتره بگم که اول تو سوال می کنی که چی گوش میدی؟بعد اون آدم بدخت تر از تو شروع می کنه از سلایق احمقانه اش میگه و تو ذره ای گوش نمیدی٬فقط ثانیه شماری می کنی تا حرف هاش تموم بشه وسریع نوبت تو بشه و اصلا نمی خوای بفهمی  که که اون آقا هم مثل تو به حرفای تو گوش نمیده.اخه این چه زندگی که واسه خودت درست کردی؟همش ادا در آوردن.مدام داری از شخصیت اصلی خودت فرار می کنی که چی بشه.اگه همه ی ادما رو هم بتونی گول بزنی خودت رو نمی تونی گول بزنی.اگه همه ی آدما فکر بکنند که تو شخصیت بزرگ و پخته و جالبی داری٬خودت می دونی که چقدر تهی هستی.متاسفانه ما همه تو ی کارمون مدعی هستیم٬مدعی بودن بد نیست.تو وقتی کار می کنی٬نقد می نویسی٬وقتی داستان یا نمایشنامه یا فیلمنامه می نویسی٬وقتی یک نمایشنامه رو کارگردانی می کنی یا تو یک نقشی ظاهر میشی٬یا فلسفه رو خوب ودقیق می خونی و می تونی در موردش درست حرف بزنی٬ اون موقع ثابت کردی که یه منتقد خوب٬یه نویسنده ی واقعی ٬یه کارگردان مقتدر و دقیق٬یک بازیگر خلاق هستی.در واقع با کارت ثابت می کنی که هستم.ولی وقتی فقط حرف می زنی و بعد از اینکه کار کردی اون موقع نه تنها از چشم همه می افتی بلکه دیگه باعث میشه که سوژه ی مسخره ی همه بشی.پس قبل از اینکه حرف بزنی کار کن که از قدیم گفتند حرف پیشکی باعث شیشکی.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 13:44  توسط فراز  |