سووشون نویسنده: سیمین دانشور قیمت ندارم.چون چاپ قدیم رو من خوندم.ولی فکر می کنم از ۴۰۰۰۰ ریال بیشتر نباشه.(کتاب خوبیه.البته من این ۳۵۰ صفحه ی ناقابل رو به علت نداشتن تمرکز یک ماه طول کشید خوندم.ولی به هر حال بخونید و لذت ببرید.)
چراغ ها را من خاموش می کنم نویسنده:زویا پیرزاد ( واقعآ عالیه.اصلآ متوجه نمی شین چه جوری پیش می ره.شخصیت اصلی رمان {کلاریس} که همون راوی هم هست شبیه به همه ی زن هاست.چون هر زنی خونده گفته چقدر شبیه منه.و به شدت رمان تصویری ست.انگار دارین فیلم می بینین. قیمت ۳۰۰۰۰ ریال .البته اگه گرون نشده باشه.)
آب و خاک نویسنده: جعفر مدرس صادقی قیمت:۲۹۵۰۰ ریال ( بخونید و خودتون قضاوت کنید)
شاه کلید نویسنده:جعفر مدرس صادقی قیمت ندارم.تو بازار فراوانه (من که خیلی دوسش دارم.چون شبیه خودمه.اصلآ یکی از دلایلی که ما از خوندن رمان لذت می بریم اینه که شخصیتش شبیه به خودمونه و اینجا می فهمیم که چقدر نویسنده کارش رو بلده و تا آخرین صفخه ی کتاب یا شایدم تا اخرین روز زندگیمون باهاش زندگی می کنیم )
بابا لنگ دراز (قیمت ندارم چون تو بازار نیست. ولی تو هر کهنه فروزشی پیدا می شه.البته ممکنه که کارتونش رو دیده باشین . دیگه دوست نداشته باشین رمانش رو بخونید.ولی توصیه می کنم حتمآ بخونید.چون خیلی جذاب تر از کارتونشه.از اول کتاب تا آخر فقط نامه های جودی ابوته به بابا لنگ دراز.مهم نگارشه رمانه نه کلیت داستان.باید خونده بشه)
قمار باز نویسنده:فئودور داستایوفسکی قیمت:۲۴۰۰۰ریال (چیزی ندارم بگم.رمانه معروفیه و هر کتاب خونی می دونه که این کتاب رو باید بخونه.راستی مترجم این رمان صالح حسینی.نسخه ای که تو بازاره.ولی اگه بگردین تو کهنه فروشی ها ترجمه مهری آهین هم پیدا می شه)
خاطرات خانه اموات نویسنده:فئودور داستایوفسکی (قیمت ندارم چون تو بازار نیست.ولی تو کهنه فروشی ها پیدا می شه) (یکی از رمان های خوب داستایوفسکی که از خوندنش بی بهره نخواهید ماند)
دختر سروان نویسنده:پوشکین (از کهنه فروشی ها تهیه کنید)
آبلوموف نویسنده:ایوان گنچاروف مترجم:سروش حبیبی انتشارات معاصر
قیمت: ۸۶۰۰(من دیروز این رمان رو تموم کردم.اصلآ یکی از دلایلی که وبلاگم رو امروز با معرفی کتاب به روز کردم همین رمانه.کتاب قطوریه. ۸۳۶ صفحه ست.ولی واقعا متوجه نمی شین چه جوری کتاب رو تموم می کنید.وقتی کتاب رو شروع می کنید با خودتون می گین این چه رمانیه.بخش اول کتاب {آبلوموف}تو رختخواب خوابیده و از خونه بیرون نمیاد.ولی این دلیل خوبی برای این که با خودتون بگین رمانه کسالت باریه نیست.چون بیشترین اطلاعات درباره شخصیت آبلوموف رو ما در بخش اول رمان متوجه می شیم.این شخصیت شبیه به تمام شخصیت های دنیاست.یعنی خصوصیاتی داره که کسی نمی تونه بگه من اینجوری نیستم.در بخش دوم رمان اتفاقاتی برای آبلوموف می افته که همه ی آدمارو یاد خودشون می ندازه.و هر لحظه خواننده با خودش می گه اِ این حس آبلوموف. این حرف آبلوموف .این اتفاق ابلوموف عین فلان حس من. فلان حرف من. فلان اتفاقیه که برای من.... به هر حال این رمان رمانیه که باید هر چه زودتر خوانده بشه و در اخر رمان شوکی بهتون وارد می شه اشک از چشمانتون سرازیر می شه.من که مدت ها بود همچین گریه ای نکرده بودم.بعد از رمان شاهکار درخت زیبای من و شما که غریبه نیستید این سومین رمانی بود که به شدت رو من تاثیر گذاشت و مطمئنم این تاثیر رو هر کس دیگه ای گذاشته خوهد شد.همین امروز بخرینش و بعد از اتمام رمانی که در حال حاضر دارین می خونینش سریع شروع کنینش تا چیزی رو درون خودتون روشن کنید.وحتما در آخر رمان نقدر که توسط دابرولیویوف فیلسوف و منتقد روسی نوشته شده رو بخونید.
(حالا برایت می گویم که آبلو مویسم چیست.صبر کن فکر هایم را جمع کنم و خاطراتم را به یاد بیاورم.برایت تعریف می کنم و تو بنویس شاید با انتشار آن خدمتی به کسی بکنی) سه خط بالا سه خط اخر این رمانه.الحق که خدمتی کردی ایوان گنچاروف عزیز.
{یادتون باشه یا حالا یا هرگز}
شاد باشید